خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
افسانه
آرشیو وبلاگ
فروردین ۸٩
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
لینک دوستان
شکلات تلخ
در جستجوی دريائی بزرگتر...
آلما خانوم جان
داروخانه شبانه روزی
برگی از دفترچه ايام
من او
مردخاکستری
آريو برزن
موناليزا
تو را من چشم در راهم
بانوانه
عکس های سرزمين خورشيد
عينالی
مترسک خيابان پنجم
زندگی خوب و بدش به کام ماست
پرواز
شخص ثالث
پیامبران کاغذی
داروساز ناخواسته !!
حر فهای برادر علی
دوراه قپون
جاده نمناک
دوران حکومت عشق
قالب وبلاگ
اخبار فناوری اطلاعات
تفريحات اينترنتي
دوستیابی سالم
طراحی وب
فروشگاه اینترنتی
طرفداران پرشین بلاگ
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
لینک داغ
سینوهه - پزشک مخصوص فرعون
بیاد دارم که سال های دور، همان سال هایی که سال اولی دانشکده بودیم ، و بسیاربسیار زیاد نسبت به رشته داروسازی غیرت داشتیم و اطبا و داروسازان بنام را سرمشق قرار میدادیم و افق سالهای آتی را بسیار روشن و درخشان میدیدیم. لابلای جزوه های بد خطمان و کتاب های قطورمان ، زندگینامه بزرگان را ریز ریز وموشکافانه می خواندیم و شب که بسیار خسته بودیم و عضله کوچولوی پلک بالایی به فرمان ما نبود و تلپ تلپ می خواست که بسته شود ؛ خود را در رویاهایمان ؛ رازی و بوعلی سینا و مادام کوری فرض می کردیم و تا خود سپیده دم بیدار می ماندیم . یادش بخیر چه شب هایی بود ! نه ماهواره ای داشتیم و نه کامپیوتری برای چت نیمه شب . و نه حتی موبایلی برای sms بازی .
یادم می آید که همان سال ها کتاب دو جلدی " سینوهه ؛ پزشک مخصوص فرعون " را که به قلم شیوای ذبیح اله منصوری بود ، موشکافانه و متعصبانه خوانده بودم . سینوهه در نظرم طبیب عالیقدری بود، با قدرت تشخیص بسیار بسیار اعجاب انگیز و با چاقویی بسیار بسیار متبحر . در نظرم سینوهه مردی از درجات دون و فقیر جامعه مصر بود که بعلت قدرت اعجاب انگیز طبابتش ، نزد فرعون و فرعونیان بسیار مقدس و والا بود و کلامش بسیار نافذ بود و حرفی بالاتر بر حرفش نبود و ...
ولی جمعه شب در سریال حضرت یوسف ، نمایی که از سینوهه به نمایش کشیده شد مردی بود ترسو در دربار مصر . حرفش را می خورد و یا صد بار غرغره می کرد تا بتواند بازگو کند . از نشخیصش اطمینانی نداشت و حرفش و حضورش قداستی نداشت .
واین شخصیت پردازی بسیار ضعیف به مذاق دوستداران سینوهه خوش نیامد و راستش برای من که مدتها است با عشق و علاقه این سریال را دنبال می کنم ، بسیار برخورنده بود .
القصه ! جمعه صبح ، برای اولین بار رفتم پردیس سینمایی پارک ملت ، که انصافا معماری بسیار بسیار زیبایی داشت و از روی یک Red Carpet گذشتیم و وارد سالن شدیم . گالری این مرکز تابلوهای نقاشی قهوه خانه ای را به نمایش گذاشته . اگر اهل رنگ باشید و اهل داستان های اساطیری و قصه های ایران زمین باشید ، تابلو های بی نظیری از استادانی چون حسین قوللر آقاسی، حسن اسماعیلزاده، حسین همدانی، عباس بلوکیفر، محمد فراهانی و جواد عقیلی خواهید یافت که مناظر بی نظیری از مجلس های بزم دربار ، داستا ن های بهرام گور، رستم و سهراب ، یوسف و زلیخا ،جوانمرد قصاب ، واقعه کربلا ، دوطفلان مسلم ، ظهر عاشورا و ... را به تصویر کشیده اند .
تابلوی یوسف و زلیخای استاد جواد عقیلی نیز بسیار زیبا بود .
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧ - افسانه